درک جمله فوق بسیار مهم و حیاتی است، آن را چندین بار بخوانید آنقدر که با تمام وجود آن را درک کنید.
کشوری که در حال جنگ با دشمنان است و تمام نیروهای خود را برای بیرون راندن دشمن از مرزهایش اختصاص داده، آیا میتواند به آبادانی کشورش فکر کند؟ آیا توان، انرژی و سرمایهای باقی میماند تا بخواهد شغل ایجاد کند، اقتصادش را شکوفا کند، دانش خود را افزایش دهد؟ و خیلی کارهای دیگر؟
در حالت کلی، هر کشوری دو گروه دشمن دارند:
گروه اول) دشمنان برون مرزی که شامل کشورهای همسایه و بیگانه است.
گروه دوم) دشمان درونمرزی، که شامل افراد و گروههایی است که با نظام و حکومت مخالف هستند و از هر فرصتی میخواهند استفاده کنند تا به کشور ضربه بزنند و اجازه رشد و شکوفایی را به آن ندهند.
این موضوع در مورد ما هم صدق میکند، ما هم دو گروه دشمن داریم:
گروه اول) دشمنانی که خارج از وجود خودمان است، مثل انواع مشکلات، بدبیاریها، شرایط بد اقتصادی، بیپولی، بیکاری و غیره.
گروه دوم) دشمنانی که در وجود خودمان است، مثل انواع احساست منفی، بیماریها، ناتوانیها، باورهای منفی و غیره که هر لحظه میخواهند به ما ضربه بزنند، ما را از پا در بیاورند و اجازه رشد و شکوفایی را به ما ندهند.
برچسب ها :احساسات منفی,موفقیت,موفق,هدف,</sc:Post_Info_Box>
</span>
برچسب:
نویسنده: پرهام رادمنش